ذکر مصائب خروج سیدالشهدا علیه السلام از مدینه
میل دل کندن از این دار فنا دارد حسین شـوق دیـدار خـدای کـبـریا دارد حسین با عزیزان صحبت خوف و رجا دارد حسین شیـعـیان دیگر هوای نـینوا دارد حسین روی دل با کاروان کـربـلا دارد حسین راه افــتـاد از مـدیــنـه کـاروان آفـتــاب حیدریون در رکاب و فاطمیون در حجاب زینب و لیلا و فـضه، اُمّ کـلثوم و رباب بسکه محملها رود منزل به منزل با شتاب کس نمیداند عروسی یا عزا دارد حسین آبروی آسمانها بر روی مرکب نشست با نگاهی با وداعی رشتۀ دلها گسست در حرم عهد شهادت با خدای خویش بست از حریم کعبۀ جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین راهی دشت بلا شد با دلی از غم دو نیم کعبه هم میخواست باشد همرهش، مثل نسیم میرود تا کـربـلا راه صراط المستـقـیم میبرد در کربلا هفـتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین با دلی خون میرود از مروه تا کوی صفا میکـند پـیک اجل هـمـراهی او از قـفـا مکه و کـوفـه رهـایش کرد در دام جـفا دشـمـنـانش بیامان و دوسـتانش بیوفـا با کدامین سر کند مشکل دوتا دارد حسین خون خود را رهنمای دین و امت میکند خلق را دعوت به ایثار و شهادت میکند گرچه دشمن بد کند او باز رأفت میکند آب خود با دشمنان تشنه قـسمت میکند عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین مانده فرزند علی در بین قومی کینهتوز دشنه بر کف رو به مقتل کرد شمر تیره روز شاه عالم، کنج مقتل با دعایی سینهسوز دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز با دم خـنـجـر نگـاهـی آشنا دارد حسین گـوشـۀ گــودال مـیآیـد صـدای ویــلـتـا خواهری در رفت و آمد هست سمت خیمهها زیر پـای شـمـر میلـرزد زمین کـربلا شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین |